خرید بک لینک
حالا هوا یهو بادی شده...روده ی من این وسط چیکاره س آخه؟؟!!! ـــــــــــــــــــــــ نزدیکیای خونه مون یه بستنی فروشی تازه باز شده که تنوع بستنیاش زیاد نیست ولی کیفیت و مزه شون بی نظیره!! بعد جالبه ارزونم هست! من که عاشق دارک و انبه ش شدم... به به :) ـــــــــــــــــــــــــ ای دل تو به اسرار معما نرسی در نکته زیرکان دانا نرسی اینجا به می لعل بهشتی می ساز کانجا که بهشت است رسی یا نرسی ــــــــــــــــــــــــ من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 21:08

وای...وای...وای... این کتاب "بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم" چقدر باحاله. نوشته سداریس. طنز جالبی داره. من خیلی دوسش داشتم:) ـــــــــــــــــــــــــ واسه کسایی که دنبال یه کتاب کاربردی روان شناسی می گردن که اصلا هم از این چرت و پرتای قورت دادن قورباغه و گوسفند نباشین و ..... توش نباشه، به شدت "هنر شفاف اندیشیدن" رو توصیه می کنم. یه کتاب واقع گرایانه و خیلی کاربردی که به خاطر فصل های کوتاهش، خووندنش خیلی راحته. هر فصل میانگینش یک و نیم تا دو صفحه ست که بیشتر در مورد تکنیک های زندگی راحت و فریب نخوردن تو جامعه مدرن و امروزیه. نوشته ی رولف دوبلی. ـــــــــــــــــــــــ هر دوتای این کتابا، از نشر چشمه هستن که جزو نشرهای تاپ و البته گرون قیمت ایرانه. جالبه که یه مدته کیفیت کاغذهاشون پایین اومده ولی قیمت ها اصلا پایین نیومده:)) ولی خوبیش اینه که وزن کتابهاشون خیلی سبک تر شده. حالا دلیل استفاده از این کاغذ ها رو (به جز اینکه برای خودشون صرفه اقتصادی داره) نمی دونم.

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 21:08

نسل خوبی بودیم... در مقایسه با نوجوونای ترسناک و بی رحمی که هر روز دارم می بینم. اینا چرا اینجورین؟؟!!!دوست داشتنشون سخته واقعا. یه تعداد کمی شون هستن که واقعا تو دل آدم جا باز می کنن، معصومیت بیشتری رو میشه تو نگاه و رفتارشون دید.... ــــــــــــــــــــــــــــــــ نمی دونم چرا همش حس می کنم من واسه این دوره نیستم. واسه این سال ها...واسه این قرن نیستم. اینه همه پیشرفت و سرعت سرسام آور تغییر آدما خیلی آزارم میده.

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 21:06

من کلا مدلم اینطوریه. عاشق سفر و کندن و رفتنم، ولی هرازگاهی آنچنان دلم واسه خونه تنگ میشه که گریه م میگیره.... در مورد وبلاگم هم همینطوریم. دیر به دیر سر می زنم ولی خونه مجازی منه. مخصوصا که اهل شبکه های اجتماعی جورواجور هم نیستم. پس فقط همینجا رو دارم واسه درددل و پست گذاشتن. دوسِت دارم سبزک:) ــــــــــــــــــــــــــــ واییییییییییییییییی.... هفته پیش یه خواستگار اومده بود لـــــــــــــــو لــــــــــــــو !!!! جاتون خالی البته بنده خدا نه که قیافه ش لولو باشه ها، سیستمش لولو بود.... مامانش هم خیلی خشن بود. قشنگ ننه فولاد زره:))) بعد بیشعور نه دسته گلی

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 23:55

صفحه بندی